مازنده به آنیم که آرام نگیریم - موجیم که آسودگی ما عدم ماست
سلام. برام مهم نیست چه کسی (مسئول وغیرمسئول؛آزاده و غیرآزاده) چه برداشتی از جملات من می کنند.همین که خدا از قلبم آگاه است و هزاران بار این جملات را تکرار کردم تا شاید بندگان خدا (همه داخل پرانتزیها) بفهمند که خیلی ها شون فهمیدندو تعدادی هاشون نفهمیدند ویک عده قلیلی هم خودشون رو به خواب زدند ؛ بس است.
این که چقدر بهم بابت ماده 13 بدهند مهم نیست! چون ثابت شد که پولی که میخواهند بدهند چیزی شده شبیه صدقه!!! چون اگه ما آزاده ها مادی بودیم دو دو تا چهار تا می کردیم که ای بابا این پول اگه دوسال پیش یا حتی پارسال با 33 درصد اولی دستمون بود فلان می کردیم و.... اما سکوت ما ؛ بچه های آزاده (از 6 ماه تا 10-11 ساله) باعث شد که .....( درب دیزی بازه حیای گربه کجا رفته؟!) ولی دیگه دارند با آبروی بچه ها بازی میکنند. کاش یک مرد ! فقط یک مرد توی آقایون دست اندرکار پیدا می شد و به صراحت اعلام میکرد که آقا نمیدیم. معطل نمونید. یا اینکه فلان تاریخ می دیم و سر حرفشون هم می ایستادند.
درست چیزی شبیه به این !!!«ماده13 که ماده قانونی بود که در نبود ما تصویب شد!!» حقوق ما که بودیم رو هم بعد دو سه سالی با وجود سرکار بودن و .... این ماه و اون ماه کردن و فعلا افتاده به امسال وشاید آخر سال و احتمالا اول سال آینده!!!! ولی با کدوم قیمت !!!! آقا تورم شامل حالش نمیشه همونی که احتساب شده رو میدهند !! خب پس کی؟!
آقایون عزیز مسئول!!! و دست اندرکار ماده و نر و نمیدونم حقوق کارکرده ی بچه ها!!!! میدونید چند تا از بچه ها دختر پسرهاشون به مرز ازدواج رسیدند؟! میدونید دارند مهیا می شوند تا برای دخترا جهیزیه مهیا کنند و برای پسرا.... دغدغه این ماده کذائی که الهی سر زا بره کم بود حالا دغدغه دیگری هم بهش اضافه شد!!! حالا بعضی از ما مثل خود بنده الحمدلله بقول قدیمها جوق«همون جوی یا جوب» باریکه ای داریم بنده خدا اونهایی که یا شغل آزاد دارند یا شرکت خصوصی و یک ریال هم بابت ماده 13 نگرفتند!!!
آقایون مسئول!!! از روزی که آزاد شدیم بقول مرحوم شهید سیداسراء حاجی ابوترابی یک میدونی برای ما تعریف کردید و ما که از همه جا بی خبر بودیم از همون اول افتادیم توی قرض و قوله و وام و... و فکر کنم تا وقتی هم هستیم همین مشکلات رو داشته باشیم. از حیا و کوتاه اومدن بچه ها استفاده زیادی کردید و باید در آینده ای نه چندان دور(مگه چند سال عمر می کنید) در پیشگاه خدا جوابگو باشید...........
یک هشدار !!! البته به خودمون!!! معلوم نیست تا کی زنده ایم باید هم دنبال گرفتن حقی بود که ایجاد شده هم معلوم نیست تا کی زنده ایم. بیشتر بچه ها بیماری های دوران اسارتشون داره خودشو نشون میده. اثرات تنفس توی هوای بسته و دیوارهای بلند موصل ها که اصلا هوا هم همراه ما در اردوگاه حبس بود و چی میشد با وجود این دیوارهای بلند یک بادکی می اومد و هوا را کمی تلطیف میکرد. والا یادتون باشه وقتی یک آسایشگاه پتو می تکوند تا چند ساعتی پرزهای پتو توی هوای اردوگاه بقصد شنا لخت می شدند و اونجا هم تعزیزات نبود که جلوی اونها را بگیره و خلاصه نصیب ریه های ما می شدند که از جمله خود بنده که از وقتی این هوای آلوده را ترک کردم(سال 69) تا حالا هر سال از یک ماه تا چند ماهی را باید سرفه کنم و پزشکهای متخصص درمونده فقط می گند آقا حساسیت شدید دارید!!! و...
هشدار بعدی هم در مورد اینکه بنده نه فقط بخاطر ماده 13 و ..... بلکه چند جهته انشاءالله بعد شفای مریضم که فعلا درگیر هستم اسب سفیدم را یراق میکنم و هر هفته ای رو چند بار به تهران میرم تا در توان خودم از حق و حقوق هم خودم هم دوستان عزیز آزاده دفاعی بکنم. شاید با گرفتن حق خودمون بتونیم مخارج کفن و دفن و خرمای سر قبرمون را فراهم کنیم!!! چون معلوم نیست چند روز دیگه کدام بیماری دوران اسارتمون یا بیماری که بی ربط با دوران اسارت باشه گریبانگیرمون نشه و زن و بچه ها به زحمت نیفتن که ای وای حالا چیکار کنیم و....!! البته بنده زرنگی کردم و کفن خودم را به قیمت 600 تومن سال 69 در مشهد الرضا تهیه کردم و................
و......
و.....
و.....«البته ببخشید که مطالب بنده جدی با شوخی رو قاطی کردم حالت من همینه و بسیاری از بچه هایی که منو میشناسن این خصوصیت بنده را میدونند لذا تعجب نکنید این مطلب را بصورت مخلوط تحویلتون دادم»
والسلام خادم الاسراء کربلائی وطن خواهان اصفهانی مهدی
این که چقدر بهم بابت ماده 13 بدهند مهم نیست! چون ثابت شد که پولی که میخواهند بدهند چیزی شده شبیه صدقه!!! چون اگه ما آزاده ها مادی بودیم دو دو تا چهار تا می کردیم که ای بابا این پول اگه دوسال پیش یا حتی پارسال با 33 درصد اولی دستمون بود فلان می کردیم و.... اما سکوت ما ؛ بچه های آزاده (از 6 ماه تا 10-11 ساله) باعث شد که .....( درب دیزی بازه حیای گربه کجا رفته؟!) ولی دیگه دارند با آبروی بچه ها بازی میکنند. کاش یک مرد ! فقط یک مرد توی آقایون دست اندرکار پیدا می شد و به صراحت اعلام میکرد که آقا نمیدیم. معطل نمونید. یا اینکه فلان تاریخ می دیم و سر حرفشون هم می ایستادند.
درست چیزی شبیه به این !!!«ماده13 که ماده قانونی بود که در نبود ما تصویب شد!!» حقوق ما که بودیم رو هم بعد دو سه سالی با وجود سرکار بودن و .... این ماه و اون ماه کردن و فعلا افتاده به امسال وشاید آخر سال و احتمالا اول سال آینده!!!! ولی با کدوم قیمت !!!! آقا تورم شامل حالش نمیشه همونی که احتساب شده رو میدهند !! خب پس کی؟!
آقایون عزیز مسئول!!! و دست اندرکار ماده و نر و نمیدونم حقوق کارکرده ی بچه ها!!!! میدونید چند تا از بچه ها دختر پسرهاشون به مرز ازدواج رسیدند؟! میدونید دارند مهیا می شوند تا برای دخترا جهیزیه مهیا کنند و برای پسرا.... دغدغه این ماده کذائی که الهی سر زا بره کم بود حالا دغدغه دیگری هم بهش اضافه شد!!! حالا بعضی از ما مثل خود بنده الحمدلله بقول قدیمها جوق«همون جوی یا جوب» باریکه ای داریم بنده خدا اونهایی که یا شغل آزاد دارند یا شرکت خصوصی و یک ریال هم بابت ماده 13 نگرفتند!!!
آقایون مسئول!!! از روزی که آزاد شدیم بقول مرحوم شهید سیداسراء حاجی ابوترابی یک میدونی برای ما تعریف کردید و ما که از همه جا بی خبر بودیم از همون اول افتادیم توی قرض و قوله و وام و... و فکر کنم تا وقتی هم هستیم همین مشکلات رو داشته باشیم. از حیا و کوتاه اومدن بچه ها استفاده زیادی کردید و باید در آینده ای نه چندان دور(مگه چند سال عمر می کنید) در پیشگاه خدا جوابگو باشید...........
یک هشدار !!! البته به خودمون!!! معلوم نیست تا کی زنده ایم باید هم دنبال گرفتن حقی بود که ایجاد شده هم معلوم نیست تا کی زنده ایم. بیشتر بچه ها بیماری های دوران اسارتشون داره خودشو نشون میده. اثرات تنفس توی هوای بسته و دیوارهای بلند موصل ها که اصلا هوا هم همراه ما در اردوگاه حبس بود و چی میشد با وجود این دیوارهای بلند یک بادکی می اومد و هوا را کمی تلطیف میکرد. والا یادتون باشه وقتی یک آسایشگاه پتو می تکوند تا چند ساعتی پرزهای پتو توی هوای اردوگاه بقصد شنا لخت می شدند و اونجا هم تعزیزات نبود که جلوی اونها را بگیره و خلاصه نصیب ریه های ما می شدند که از جمله خود بنده که از وقتی این هوای آلوده را ترک کردم(سال 69) تا حالا هر سال از یک ماه تا چند ماهی را باید سرفه کنم و پزشکهای متخصص درمونده فقط می گند آقا حساسیت شدید دارید!!! و...
هشدار بعدی هم در مورد اینکه بنده نه فقط بخاطر ماده 13 و ..... بلکه چند جهته انشاءالله بعد شفای مریضم که فعلا درگیر هستم اسب سفیدم را یراق میکنم و هر هفته ای رو چند بار به تهران میرم تا در توان خودم از حق و حقوق هم خودم هم دوستان عزیز آزاده دفاعی بکنم. شاید با گرفتن حق خودمون بتونیم مخارج کفن و دفن و خرمای سر قبرمون را فراهم کنیم!!! چون معلوم نیست چند روز دیگه کدام بیماری دوران اسارتمون یا بیماری که بی ربط با دوران اسارت باشه گریبانگیرمون نشه و زن و بچه ها به زحمت نیفتن که ای وای حالا چیکار کنیم و....!! البته بنده زرنگی کردم و کفن خودم را به قیمت 600 تومن سال 69 در مشهد الرضا تهیه کردم و................
و......
و.....
و.....«البته ببخشید که مطالب بنده جدی با شوخی رو قاطی کردم حالت من همینه و بسیاری از بچه هایی که منو میشناسن این خصوصیت بنده را میدونند لذا تعجب نکنید این مطلب را بصورت مخلوط تحویلتون دادم»
والسلام خادم الاسراء کربلائی وطن خواهان اصفهانی مهدی
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 18:37 توسط وطنخواهان اصفهانی مهدی
|
متولد15 شعبان 1342«درشناسنامه 2فروردین1343»باسابقه 1ماه و8سال اسارت؛12ماه سابقه جبهه غرب وجنوب؛موصل بزرگه 7ماه؛ موصل4 - 7سال و 6ماه و8 روز- این وبلاگ شخصی و هرگونه درج مطلب شخصی و بدون وابستگی به جناح چپ و راست بوده وانشاءالله در مسیر ولی فقیه خواهم بود. افتخارم این است که در مدت کار در هرپست و... به هیچ کسی باج نداده ام و نخواهم داد. آرزویم سلامتی کلیه عزیزان بالاخص آزادگان سرافراز و عاقبت بخیری همه است.