این غزل پس از دیدار معظم له که توفیق شعرخوانی درمحضرشان با توجه به محدودیت زمان حاصل نشد سرودم:
شدم شرمنده ازاین عشق واحساس***که خواندی جمع ما راهمچو الماس
دعا کن خُرد این میدان نگردیم *** به زیر پتک وسواسان خناس
توالحق بهترین گوهرشناسی*** به رغم بد دلان قدرنشناس
به از این گوهر آزادگی را *** نکرده وصف کس در حد و مقیاس
دریغ از خوشه هامان گر که شیطان***زند برخرمن محصولمان داس
کنون آزادم از بند اسارت*** ولی صدها فغان زین نفس وسواس
عزیزا کربلا هرگاه رفتم*** قسم دادم به سقایی عباس
که باشد یاورت دست علمدار*** که در دوران شمائی اشجع الناس
بصیرم کن به تکلیف زمانم*** دراین آخر زمان و عصر حساس
نشد توفیق شعرم را بخوانم*** حضورت ای شمیم نرگس و یاس
ولیکن حامدم صدحمد و صد شکر*** زفیض محضر و قدسی انفاس
پذیرا شو کنون این دو غزل را *** و همخوانی آغازین این اجلاس(1)
(1) اشاره به ابیاتی که آزادگان در دیدار معظم له قبل از برنامه همخوانی نمودند:
ای رهبر آزاده ی ما جان بفدایت *** ای جلوه گر از مهر رخت نور هدایت
ما برسرپیمان شهیدان وامامیم*** سرمست تماشای تو ای ماه تمامیم
از بند اسارت زهمان روز که رستیم*** جان برکف و آماده ی فرمان تو هستیم
ای نورخمینی ز رخ ماه تو پیدا *** آزادگی از فکرت آگاه تو پیدا
ما را به سحرگاه دعا کن ز عنایت*** ای رهبر آزاده ی ما جان بفدایت
علیرضا لطفی (حامد اصفهانی)